خرید بک لینک
تنها درخت چنار(تبریزی) بازمانده ازچَمَن مَلَه دامون، که روزگاری دور تا دور جوی آب که آب در حال گردش بین درختان بود پوشیده از درختان شاداب بید و چنار بود، گردش آب و سرسبزی محل و تمیزی چنان بود که جایی برای نشستن و گَپ زدن پیرمردان روستا بود و برخی هم تور کاه کشی در آن جا می بافتند و برخی هم شَرای گندم و یا جُل(پالان) درست می کردند و در برخی فصول سال هم محل استراحت و اطراق به اصطلاح غُروَت ها(کولی ها) بود که کَم و قَلبیر و اَلَک و یَواشِن می ساختند و به مردم دِه می فروختند.

برچسب: نویسنده: میلاد زارعی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:14

توُنِکَه=شلوار کوتاه،شورت چُورکَه=پیشاب،ادرار تُومُون=زیر شلواری،پای جامه،شلوار قَلَنقوچون=بر روی دوش سوار کردن بچه یا کسی طوری که پاها از طرفین سر آویزان باشد دی یَه=دیگ،معنی دیگر هم دارد قِسِر=گوسفند یا حیوان نازا فَریک=بچه مرغ که از جوجه بزرگسالتر و از مرغ کمسالتر باشد نَریک=به احتمال به گیاهان هرز در هویج کاری گویند رُّومُّه=تخم مرغ که خوب رشد نیافته،یا تخمی که زیر مرغ گذارند تا به تبع آن تخم گذارد شَسقا=مرغ کوچک اندام زَلَه تِراک=زَهره تَرَک،بسیار ترسیده ی ناگهانی زَلَه گووار=بسیار ترسیده قَوَسینی=سینی جای فنجان قهوه بوده که در حال استکان چ

برچسب: واژه های محلی مازندرانی,واژه های محلی,واژه های محلی تربت جام,واژه های محلی بوشهری,واژه های محلی کرمان,واژه های محلی شیراز,واژه های محلی استان کرمان, نویسنده: میلاد زارعی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:14

إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ با نهایت تأسف و تأثر درگذشت مرحوم قربان جعفری فرزند حاج حسین جعفری را به اطلاع آشنایان،خویشان،دوستان و همولایتی ها می رسانیم؛ پیکر آن مرحوم فردا سه شنبه95/5/5 رأس ساعت 10 صبح در روستای قلعه باباخان تشییع می شود و مراسم ختم نیز در مسجد امام حسین(ع) از ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر برگزار می باشد برای آن مرحوم از خدای مهربان رحمت و مغفرت و جهت بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانیم.

برچسب: نویسنده: میلاد زارعی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:14

هرچه به خودمان القا می کنیم و تسلی می دهیم که بیشتر در باره موارد مثبت و محاسن محل سکونت و زادگاهمان بنویسیم و بگوییم و از کم و کاست ها کمتر بگوییم و بنویسیم اتفاق یا اتفاقاتی می افتد که ناچار می شویم زبان به گلایه و شکوه باز کنیم و از درد های بی درمان و یا درمان دار هم بگوییم روز شنبه نزدیک به غروب هوس کردیم به دشت و باغ برویم و با حاج آقا لطفی روحانی معظم و با شخصیت و با فرهنگ و با غیرت و آگاه روستا همراه شدیم و به باغ رفتیم و از باغ خودم انگور چیدیم و به سر کهریز بالا رفتیم تا از آب خنک و انگور طلایی باغ استفاده کنیم اما تا ما رسیدیم یک گله نه دو گله و ح

برچسب: نویسنده: میلاد زارعی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:14

صفحه بندی